بکوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگری. –
(آندره ژيد)
يک اراده قوی بر همه چيز غالب میآيد حتي بر زمان. –
(شاتو بريان)
اگر ما اصلا عیب نداشته باشیم از مشاهده اش در دیگران
اینقدر خوشحال نمی شدیم
چنان برای آینده برنامه ریزی کن که گویی هرگز نمیمیری و
چنان آماده مرگ باش که گویی لحظه های آخر عمر را
سپری می کنی –( امام علی (ع) )
ثروتمندان اکثرا چنینند که بیشترین لذت را از نمایش دادن
ثروتشان می برند – (آدام اسمیت)
اندیشیدن آسان است و عمل کردن دشوار. اما مشکل
ترین کارها عمل کردن به چیز هایی است که می اندیشیم
–( ولفگانگ گوته )
دشمنان تو سه کس هستند: دشمن تو ، دشمن دوست
تو و دوست دشمن تو – (امام علی (ع))
قلاب شما ماهی نگرفت؟ ناله و شکوه معنی ندارد، طعمه
را تازه کنید و به شکار مداومت نمایید.
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار ، چه اکثر
مردم زشت کردار ، نیکو گفتارند – (فیثاغورث)
نیکی و بدی را باید جبران کرد، اما چرا با همان کسی که
به ما نیکی یا بدی کرده ؟) – نیچه)
موفقیت مانند دوچرخه سواری استمراری است و نقطه
توقف ندارد.
اگر روزگاری مقام تو پایین آمد ناراحت نشو، زیرا خورشید
هر روز هنگام غروب پایین می رود و بامداد روز دیگر بالا
می آید – (افلاطون)
برای شناکردن به سمت مخالف جریان رودخانه قدرت و
جرات لازم است و الا هر ماهی مرده ای می تواند از طرف
جریان آن حرکت کند – (ساموئل اسمایلز)
اگر یک سال ثمر از کاری خواستی گندم بکار، واگر دو سال
خواستی درخت بکار ، و اگر صد سال ثمر خواستی مردم
را تربیت نما – ( کنفسیوس)
آنکه از انجام عملی پشیمان می شود ، دو برابر بد بخت تر
است و دو بار ضعف از خود نشان می دهد –
( آرتورشوپنهاور )
تورم
1- مقدمه
تورم يكي از موضوعات مهم در كشور ماست. همانگونه كه ميدانيد در ايران درصد تورم در سالهاي اخير بسيار زياد بوده است به طوري قيمتها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است. اين مقاله اطلاعات بيشتري درباره موضوع تورم ارائه ميدهد.
2- تورم چيست؟
تعريفهاي مختلفي از تورم وجود دارد که همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي ميشود.
3- انواع تورم
در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:
- تورم خزنده (آرام يا خفيف): به افزايش ملايم قيمتها گفته ميشود. در تورم خفيف, افزايش قيمت بين 1 تا 6 درصد، حداكثر 4 درصد يا بين 4 تا 8 درصد در سال ذكر شده است.
- تورم شديد (تورم شتابان يا تازنده): در اين نوع تورم آهنگ افزايش قيمتها تند و سريع است. براى تورم شديد, 15 تا 25 درصد در سال را نوشته اند.
- تورم بسيار شديد (تورم افسار گسيخته، فوق تورم و ابر تورم): اين نوع تورم شديدترين حالت تورم به شمار مى رود. معيار تورم بسيار شديد را 50 درصد در ماه يا دو برابر شدن قيمتها در مدت شش ماه و ... بيان داشته اند.
البته نمي توان نرخ ثابتي ارائه کرد زيرا اين مقادير با توجه به شرايط زماني و... عوض ميشوند. علاوه بر اين تقسيم بندي کلي ميتوان تورم را به دستههاي کوچکتري نيز تقسيم کرد:
- تورم پنهان: در آن قيمت ثابت ولي کيفيت کمتر ميشود.
- تورم خزنده: تورمي آرام و پيوسته است. معمولاً به علت افزايش تقاضا است. بعضي اقتصاددانان معتقند که محرکي براي افزايش درآمد است و بعضي ديگر معتقند که سبب کاهش قدرت خريد است (هر 25 سال 50%).
- تورم رسمي: به علت افزايش عرضه پول از سوي دولت.
- تورم ساختاري: به علت افزايش قيمتها به دليل وجود تقاضاي اضافي. در اين نوع تورم دستمزدها به دليل وجود فشار (کمبود) در برخي بخشها افزايش مييابد.اين نوع تورم در کشورهاي در حال پيشرفت زياد است.
- تورم سرکش:افزايش سريع و بي حد و مرز قيمت ها. آثار تورم سركش عبارتند از (1) کاهش ارزش پول، (2) گسستگي روابط اقتصادي، و (3) فرو پاشي نظام اقتصاد. اين نوع تورم معمولاً پس از جنگها يا انقلابها رخ ميدهد مثل افزايش قيمت 2500% در آلمان در سال 1923.
- تورم شتابان: افزايش سريع و شديد نرخ تورم. مثلاً وقتي دولت سعي کند بيکاري را پايينتر از حد طبيعي نگاه دارد، اين اقدام باعث افزايش تورم ميشود.
- تورم مهار شده: تورمي است که به دليل وجود شرايط تورمي در کشور ايجاد شده است و در مقابل از افزايش آن جلوگير ي شده است. اين شرايط معمولاً از فزوني تقاضاي کل بر عرضه کل کالاها و خدمات پديد ميآيد که با فرض ثابت بودن ديگر شرايط به ازدياد قيمتها ميانجامد.
- تورم فشار سود: تورمي که در آن تلاش سرمايه داران براي تصاحب سهم بزرگي از درآمد ملي منشأ تورم ميگردد.
- تورم فشار هزينه: تورمي که مستقل از تقاضا صرفاً از افزايش هزينههاي توليد ناشي ميشود. مثال بارز چنين تورمي را در تمام کشورهاي صنعتي غرب پس از افزايش استثنايي بهاي نفت در سالهاي 1973 و 1978 ميتوان ديد. برخي اقتصاددانان معتقدند که متداولترين منبع تورم فشار هزينه قدرت اتحاديههاي کشوري است که اضافه دستمزدي بيش از افزايش بازدهي بدست ميآورند و اين خود در يک مارپيچ تورمي موجب افزايش قيمتها و متقابلاً تقاضا براي دستمزد بيشتر ميشود. منتقدان اين نظريه استدلال ميکنند که اگر اتحاديههاي کارگري هنگامي موفق به افزايش دستمزد شوند که سطح تقاضاي کل براي جبران آن به اندازه ي کافي افزايش نيافته باشد گرايش هايي در جهت افزايش بيکاري بوجود خواهد آمد که اثرات رکودي بر اقتصاد خواهد داشت. چنين فرايندي نمي تواند به طور نامحدود ادامه يابد و بنابراين تورم فشار هزينه يقيناً نمي تواند بيان کننده تورم مزمني باشد كه کشورهاي اروپاي غربي پس از جنگ جهاني دوم به آن دچار شدند. لذا افزايش قيمت را، در مرحله نخست، يا بايد حاصل تقاضاي اضافي يا حاصل بالا بردن کل تقاضاي پولي براي جلوگيري از بيکاري دانست.
- تورم فشار تقاضا: تورم ناشي از فزوني تقاضاي کل نسبت به کل جريان کالا و خدمات ايجاد شده در اقتصاد که همه عوامل توليد را با ظرفيت کامل بکار گرفته باشد. هر گاه تقاضاي مصرفکنندگان دولت و بنگاهها براي کالاها و خدمات بر عرضه موجود فزوني گيرد قيمتها در اثر اين عدم تعادل افزايش خواهد يافت. در اصل افزايش قيمت بايد تقاضاي اضافي را از ميان بردارد و بار ديگر تعادل بر قرار سازد و براين اساس بايد براي گرايش مستمر به سوي تورم، که ويژگي بسياري از اقتصادهاي پس از جنگ شده است، توصيفي يافت. يکي از نظريههاي رايج در اين باره مازاد مستمر تقاضا را ناشي از سياست دولت ميداند. بنا بر اين نظريه در حالي که مصرف کنندگان و شرکتها به هنگام افزايش قيمتها تقاضاي خود را کاهش ميدهند، دولت به دليل توانايي اش در تأمين مالي مخارج خود از محل ايجاد پول، ميتواند ميزان مخارج خود را به ارزش واقعي حفظ کند يا حتي افزايش دهد. در نتيجه اين اقدام نه تنها ميل مستمر به تورم بوجود ميآيد بلکه سهم بخش دولتي از کل منابع موجود در اقتصاد نيز افزايش مييابد.
- تورم اننقال تقاضا: نظريهاي عناصر تورم فشار تقاضا و فشار هزبنه را با هم ترکيب ميکند و تغيير در ساخت تقاضاي کل را دليل تورم ميشمارد. هر گاه اقتصاد دچار انعطاف ناپذيريهاي ساختاري باشد، گسترش برخي صنايع با افول برخي ديگر از صنايع همراه خواهد بود و عوامل توليد را به آساني نمي توان به بخشهاي توليدي انتقال داد. از اين رو براي جذب وسايل توليد به سوي صنايع در حال گسترش بايد قيمتهاي بالاتري پرداخت شود. در نتيجه کارگران بخشهاي افول يابنده خواستار دستمزدي برابر با کارگران ديگر بخشها ميشوند و ترکيب اين عوامل به تورم ميانجامد.
- تورم فشار قيمت: نوعي تورم فشار هزينه که در اثر تحميل قيمتهاي بسيار گزاف از سوي صاحبکاران اقتصادي با هدف دستيابي به سودهاي کلان بدست ميآيد.
- تورم فشار دستمزد: نوعي تورم فشار هزينه که سرچشمه فرايند تورم را فشار اتحاديه کارگري بر بازار کار ميداند. اين برداشت داراي طيف گستردهايست که در يک سوي آن اعمال قدرت انحصاري اتحاديههاي کارگري و الگوهاي قدرت چانه زني آنها بر پايه ي متغيرهاي اقتصادي قرار دارد و در سوي ديگر الگوهاي غير اقتصادي مبارزه جويي اين اتحاديه ها.
4- راههاي مبارزه با تورم چيست؟
اين راهها به طور کلي به دو دسته تقسيم ميشوند:
- سياستهاي پولي و مالي: هدف اين روش محدود کردن تقاضاي کل است. اين کار از طريق جمع آوري پول به شکل سرمايههاي غير نقدي صورت ميگيرد (سياستهاي انقباضي).
- سياستهاي درآمدي: با دخالت مستقيم در بازار و عوامل توليد کننده، تورم کنترل ميشود.اين روش کاربردي نيست زيرا در آن مناطق زيادي نياز به اصلاح دارند.
5- آيا تورم هميشه مضر است؟
خير تورم در حد کم (2-3%)نه تنها مضر نيست بلکه نشانه توسعه اقتصادي آن کشور نيز هست. علاوه بر آن تورم فوايد ديگري نيز دارد از جمله:
- ابتدا قدرت خريد پول پايين آمده و بعد از آن ميزان توليد بالا رفته، رسيدن به ثبات و برگشت به حالت طبيعي حتمي است.
- در اوج مرحله تورم، کارخانجات و موسسات و برنامههاي اساسي اقتصادي شکل ميگيرد.
- فرهنگ توليد به وسيله فشار تورم توسعه مييابد.
6- رابطه تورم و توسعه چيست؟
- تا توسعه کشور به حد مطلوبي نرسيده ثبات ارزش پولي غير ممکن است. البته بايد به اين نکته نيز توجه کرد که در زمان توسعه ممکن است به جايي برسيم که پايين تر رفتن قدرت خريد و قدرت پول خطرناک باشد. در چنين مقطعي حرکت جامعه از توسعه به ثبات تبديل ميشود.
- سرمايه گذاري در مرحله اول تورم زا و در آخر خاصيت تورم زدايي دارد.
- در همه کشورهاي جهان چنين بوده که مسايل توسعه و بازسازي، هر دو تورمطلب بودهاند.
- اگر در مرحله اول پول را ثابت نگه داريم نمي توانيم خيلي از مسائل کشور را مانند جنگ پشت سر بگذاريم.
- در تورم پول از جيب مردم به سرمايه گذاري منتقل ميشود.
- وضع مطلوب در اقتصاد رسيدن به پول ثابت است.
- معمولاً توسعه و پيشرفت نمايانگر تورم پايين است به طوري که ميتوان بيان نمود که اکثر کشورهايي که به توسعه اقتصادي و اجتماعي مطلوب رسيده اند، داراي تورمهاي کمتر از 15درصد بودهاند. اما چند استثناء نيز وجود دارد از جمله برزيل، آرژانتين و ترکيه.
7- تورم چه تأثيري بر نظام کل کشور دارد؟
نمي توان تورم را عامل تمام مشکلات يا حتي بخش مهمي از آنها دانست ولي صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکشها و اغتشاشات اجتماعي و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد ميکنند و معتقدند که:
- کشور هايي که در آنها ثبات قيمت (عدم تورم) وجود داشته ثبات سياسي و اجتماعي نيز وجود داشته است و بالعکس در کشورهايي که بحرانهاي سياسي و اجتماعي بوجود آمده تورم نيز کم کم دچار رشد صعودي شده است.
- در تورم زياد درآمد به صورت ناعادلانه تقسيم ميشود زيرا افرادي که در ابتدا سرمايه ي غير نقدي زياد دارند به مرور زمان با افزايش ارزش آن سرمايه توسط تورم به ثروت عظيمي دست مييابند و در عوض افرادي که در ابتدا سرمايه کمي دارند يا سرمايه آنان غير نقدي است به مرور زمان با افزايش نرخ تورم بخشي از دارايي خود را از دست ميدهند.
- تورم باعث تقليل پس انداز ميشود زيرا ارزش پول متغير است و در نتيجه پس انداز ناامن است. البته اين مشکل راه حلي نيز دارد که آن سرمايه گذاري در چيزيست که ارزش آن با تورم زياد شود.
- تورم باعث افزايش قيمت کالا در تجارت بين المللي ميشود که نتيجه آن کاهش ميزان صادرات و افزايش واردات است.
- بر اساس بند قبل، افزايش تورم باعث کاهش ارزش پول ميشود.
- تورم باعث عدم مصرف بهينه منابع ميگردد و از اين رو تمايل به سمت کالاها و خدمات گرانتر بيشتر ميشود در صورتي که اين کالاها ضرورتاً مفيدترين کالاها نيستند.
- در زمان تورمي مقدار زيادي از وقت، انرژي، منابع مالي مردم بجاي بکار افتادن در مسير مولد و مفيد صرف فعاليت هايي ميشود که هدف از انجام آنها جلوگيري از کاهش ارزش داراييها و کسب منافع غير عادي از طريق معاملات سوداگرانه است.
- توليد کنندگان که خريداران مواد اوليه هستند سرمايه گذاري نمي کنند ، لذا کارهاي دلالي رواج پيدا ميکند.
8- آيا تا کنون کشوري توانسته است تورم را به طور کامل ريشه کن کند؟
بله، يکي از اين کشورها آلمان است. آلمان در بازسازي اقتصادي به اين نکات توجه کرده است:
- طراحي نظام اقتصادي و اجتماعي بازار با در نظر گرفتن تعادل اجتماعي، بر پايه اخلاق مسيحي و انسانگرايانه
- معيار اساسي اقتصاد براي انسانها نه انسانها براي اقتصاد
- تکيه بر اين امر که در جو سرشار از ثبات پولي، رشد اقتصادي مطمئن تر تحقق مييابد
- قدرت خريد حداقل درآمد را تثبيت کردند
- اهميت دادن به توزيع در آمد عادلانه
- اعمال سيستم جامع و موثر بيمههاي اجتماعي (آلمانيها بدين منظور بيش از 15 درصد ارزش توليد ملي را پس از جنگ به اين امر اختصاص دادند)
- حاکميت مربع سحرآميز ثبات پولي، اشتغال کامل، تعادل تراز پرداخت ها، تناسب در توزيع درآمدها
- خارج نمودن پول بيش از ظرفيت توليدي: طراحان اقتصادي در سال 1948 با رفرم پولي، پول موجود در دست مردم را از 100 واحد به 5/6 واحد تنزل دادند
9- آمار تورم
سازمان ملل پيشبيني كرد كه نرخ تورم ايران در سال جاري ميلادي به 7/17 درصد برسد. به گزارش خبرنگار اقتصاد بينالملل ايسنا، سازمان ملل متحد در تازهترين گزارش جامع خود كه "چشم انداز و شرايط اقتصاد جهاني 2006" نام دارد تمامي كشورها و مناطق جهان را مورد ارزيابي قرار داد و برآورد كرد كه نرخ تورم بهاي مصرفي در كشورمان كه در سال 2005 در حدود 5/13 درصد بوده است در سال جاري با 2/4 درصد افزايش مواجه شده و به 17/7 درصد بالغ شود.
سازمان ملل مناطق و كشورهاي مختلف جهان را به صورت جداگانه تقسيم بندي كرده است و جداول ارائه شده حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري در منطقه خاورميانه در صدر جدول قرار خواهد داشت.
در همين حال در تقسيمبندي بزرگترين اقتصادهاي در حال توسعه جهان نيز كشورمان با نرخ تورم 7/17 درصدي در مكان نخست جاي دارد و پس از آن ونزوئلا با نرخ تورم 15 درصدي قرار گرفته است. نرخ تورم ونزوئلا در سال 2005 حدود 16 درصد اعلام شده است. نيجريه نيز كه شاهد نرخ تورم 3/16 درصدي در سال گذشته بوده است سال جاري را با نرخ تورم 8/10 درصدي سپري خواهد كرد و در ميان كشورهاي در حال توسعه مكان سوم را از آن خود خواهد كرد. نرخ تورم قزاقستان كه از همسايههاي كشورمان به شمار ميرود در سال جاري به 5/7 درصد و نرخ تورم روسيه به 5/10 درصد خواهد رسيد.
آمريكا، ژاپن، چين و آلمان كه از برترين اقتصادهاي جهان محسوب ميشوند در سال جاري نرخ تورمي برابر با 2/0، 1/0، 2/3 و 9/1 درصد خواهند داشت و نرخ تورم آذربايجان ديگر همسايه كشورمان از 5/12 درصد در سال گذشته به 5/9 درصد در سال جاري كاهش خواهد يافت. در همين حال عربستان در سال گذشته و سال جاري نرخ تورم ثابتي برابر با يك درصد داشته و خواهد داشت.
كليدواژه : تورم؛ نرخ تورم؛ انواع تورم؛ مهار تورم
ويژگيهاي مدير
جان اپلگيت كسي است كه يك مدير متولد شده است. اين نقشي است كه او اصرار دارد با كسي كه خيلي متفاوت به نظر مي رسد - نقش يك رهبر - اشتباه گرفته نشود.
طبق نظر اپلگيت اگرچه مديريت و رهبري تكنيك هاي مشتركي دارند، اما وقتي كه با وظيفه نظارت بر كارمندان سروكار دارند كاملاً با يكدير متفاوت هستند.
اگر شما فكر مي كنيد كه تصور يك مدير موثربودن، بدون اينكه يك رهبر موثر باشيد، دشوار است، جان اپلگيت مي خواهد كه اين تفكر شما را تغيير داده و احتمالاً سبك مديريتي شما را نيز عوض كند. از زماني كه جان اپلگيت اولين تجارت جسورانه خود را كه يك دكه كوچك آب ميوه فروشي در گوشه خيابان بود در يازده سالگي شروع كرد، چيزهايي كه براي اداره كردن كاركنان و به كارگيري آنان به عنوان يك گروه لازم است را كشف كرد.
درواقع اين آب ميوه هاي تازه او نبود كه جسارت او را به پيروزي تبديل كرد بلكه توانايي شخصي منحصر به فردش در مديريت گروه بچه هاي مدرسه اي بود كه بالاخره توانست گروه او را به يك گروه كارا تبديل كند.
او مي گويد: »من همواره اين توانايي را داشته ام كه انواع شخصيتها را بشناسم و با موفقيت با افراد و تيپ هاي مختلف مردم ارتباط برقرار كنم«. حتي در يازده سالگي او قادر بود كه خصوصيات گروه جوانش را شناسايي كرده و از ايـن اطلاعات به سود خود استفاده كند. او مي افزايد، »من بلافاصله متوجه شدم كه دوستانم خصوصيات رفتاري متفاوتي دارند يك نفر به راحتي راه مي آمد و نفر بعدي به خاطر تفكر كنترلي كه داشت ستيزه جو بود و ديگري فقط يك ياري گر واقعي خوب بود«.
شخصيت اصلي يا انواع رفتارها در هر كارمندي فطري است. اين وظيفه مديريت است كه تيپ شخصيتي هر فرد را شناسايي كرده و بداند كه چگونه بايد با آن كارمند برخورد كند. در ميان تيپ هاي رفتاري اصلي شما بايد به دنبال ياري دهندگان، جلو برنده ها، خوش برخوردها و افراد كاري (اجرايي) باشيد.
هر نوع شخصيتي از يك نوع انگيزش (محرك) خاص بهره مي گيرد و بسته به نوع ارتباطي كه با او برقرار مي شود پاسخ متفاوتي مي دهد.
به عنوان مثال: يك مدير بايستي هنگامي كه با كارمنداني مواجه مي شود كه فقط به موفقيت شخصي اش توجه دارد، اخلاق گروهي را تشويق كند.
به عنوان يك مدير بايد ابتدا تكنيك هاي خاصي كه براي تشويق اخلاق شخصي كارمندان و بازدهي كاري لازم است، را شناخت و بر كاري كه انجام مي شود نظارت كرد و هدف نهايي تشويق اشخاص براي دنبال كردن اهدافشان باشد.
مديران خوب به موفقيت هر فرد علاقه مند بوده كه از اين طريق در نهايت منافع تمام گروه تامين خواهدشد ولي رهبران توجه كمتري به اشخاص دارند و درعوض بيشتر به هدف نهايي گروه اهميت مي دهند.
اپلگيت مي گويد: رهبران، كاركنان را به پيروان كنترل شده تبديل مي كنند درحالي كه مديران به كاركنان توان موثر بودن، با انگيزه و كارا بودن را اعطا مي كنند.
براي كساني كه در آغاز راه هستند، اگر شما قبلاً هيچ تجربه مديريتي حتي نظارت بر فعاليتهاي روزانه يك كارمند، را هم نداشته ايد، قبل از اينكه مسئوليتي را بپذيرند بايد مهارتهايي را امتحــان كنند. در كنار سبكهاي متنوع، فلسفه ها و تكنيك هاي موجود، مديريت به هيچ وجه مثل آشپزي و خياطي نيست. هر نوع تقاضايي با نيازها و شخصيت هر مدير و كارمندي سازگار نيست. ولي اگر شما به دنبال اين هستيد كه بفهميد آيا شرايط مديريت كاركنان را داريد يا نه؟ اين سوالات را از خود بپرسيد:
! آيا شما قادر هستيد يك ارزيابي بدون غرض انجام دهيد؟
مدير بودن به اين معناست كه رفتار مثبت كاركنان را تشويق و همچنين مواردي را كه كارمند نياز به بهبودي دارد را شناسايي كنيد.
يك مدير لايق و موثر همچنين بايد تغييرات دلخواهش را هدايت كند. اين مطلب به اين معني است كه بتوان هر كارمند را به درستي طبق توانايي شخصي و مشاركت كاريش ارزيابي كرد.
مديران خوب به كارمندان كمك مي كنند تا اهداف كاري كوتاه مدت و بلندمدت را تحقق بخشيده و همچنين به كاركنان درباره كاري كه بايد درجهت رشد در سازمان انجام دهند كمك مي كنند. ارزيابي عملكرد يك وسيله عالي براي شروع تغييرات و استراتژي هاي سازمان است.
! آيا شما مي توانيد يك فرهنگ اداري مثبت ايجاد كنيد؟
يك مدير درصورتي ازنظر مديريت فردي برتر محسوب مي شود كه بتواند با موفقيت در محيط كار، فرهنگي ايجاد كند كه مدافع اركان سازمان باشد.
مديران عالي نياز دارند كه از حمايت ناظرين مطمئن باشند و همه سطوح از بالا تا پايين يك نوع نظم و انضباط را رعايت كنند.
! آيا شما يك شنونده دقيق هستيد؟
يك مدير خوب بايد بتواند چيزهايي كه كاركنانش مي گويند را بشنود و تفكراتشان را درك كند. لازمه اين امر توان تمركز روي موضوع جاري و درك حقايق است.
يك مدير خوب نه تنها بايد موقعيتهايي كه نيازمند عكس العملهاي فوري مديريتي و يا تغيير خط مشي هستند را در يابد بلكه بايد جاهايي كه نياز به تفكر دارد را نيز شناسايي كند.
! آيا قادريد با موقعيتهاي مشكل ساز مبارزه كنيد؟
به عنوان يك مدير براي شما خيلي حياتي است كه نسبت به عصبانيت و واكنش كارمندانتان جبهه نگيري
در تمام شرايط حرفه اي باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد و اجازه ندهيد كه حرفهاي نامربوط كاركنان باعث نااميدي شما شود
! آيا شما مي توانيد به واقعيتها بدون واكنش به احساسات شخصي خود پاسخ
يك مدير بايد بتواند به مسايل كاري پرداخته و در زمان مناسب راه حلهاي قابل اجرا را پيشنهاد كند، در غير اين صورت كارمندان تغيير ماهيت داده و سطوح عملكردشان كاهش مي يابد
! آيا شما قادريد كه به مجموعه اي از موضوعهاي شخصي واكنش نشان ده
شناخت اهداف شخصي كارمند براي شروع خوب است ولي يك مدير ممتاز بايد دستور كارها را با هم تلفيق كند و آنها را به سمت يك هدف مشترك كاري رهبري كند.
نبايد از كارمندان انتظار داشته باشيد كه همان اهداف شما را داشته باشند. اغلب درباره اهداف شركت صحبت مي شود درحالي كه بايد درباره چيزهايي كه براي كارمندان اهميت دارد نيز بحث شود
! آيا شما مي دانيد چه موقع بايد شروع به ايجاد تغييرات كنيد
معمولاً اين مدير است كه مي تواند نظر بدهد كه آيا سياست يا موقعيت فعلي نيازمند ايجاد تغييرات در ساختار شركت هست يا نه.
تهیه و تنظیم: علیرضا یساری



