جهانی شدن ،مدیریت و تجارت الكترونیك
جهانی شدن پدیدهای است كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغییر و تحولات بسیاری در زمینههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در عرصه بینالمللی شده و كشورهای بسیاری را به چالش كشاندهاست. 
یكی از مهمترین پیامدهای جهانی شدن، افزایش رقابت درسطح بین المللی اقتصاد است. زیرا در این شرایط، همواره با كاهش هزینه های حمل ونقل، رشد حیرت انگیز فناوری اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الكترونیك و به حداقل رسیدن محدودیتهای جغرافیایی و رشد رقابت مواجه خواهیم بود كه درنتیجه كارایی اقتصاد بین المللی افزایش خواهدیافت. در این میان می توان گفت مهمترین پیامد جهانی شدن بر اقتصاد كشورها رشد تجارت الكترونیك است. كه عناصر آن بازار الكترونیك، تبادل الكترونیك داده و تجارت اینترنتی هستند كه مبین ارتباط تنگاتنگ بین فناوری اطلاعات و ارتباطات با فرایندهای بازار ومدیریت است. بنابراین، برای باقی ماندن مدیران در عرصه رقابتهای اقتصادی باید ابزارهای مختلف اطلاعاتی و ارتباطی با دیدی روشن و طبق نیازهای سازمان تامین و راه اندازی شوند. درنهایت آنچه در راستای تجارت الكترونیك برای مدیران دارای اهمیت است بسترسازی مطلوب برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازمانی توأم با شناخت كافی و نگرش مثبت مدیران به ضرورتهای حضور این پدیده در روند فعالیتهای سازمان است.
جهانی شدن پدیدهای است كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغییر و تحولات بسیاری در زمینههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در عرصه بینالمللی شده و كشورهای بسیاری را به چالش كشاندهاست. به طوری كه بیشك مهمترین و بارزترین وجه تمایز اقتصاد امروز و دیروز جهانی شدن است. جهانی شدن برای بیماریهای اقتصادی جهان تجویز شده و چنین ادعا میشود؛ كه جریان آزاد سرمایه، نیروی كار، كالا و اطلاعات بدون دخالت دولت و دیگر شكلهای مداخله، تنها راه رسیدن به سعادت جهانی است (چنج، ۱۹۹۹، ۲۲۵).
در دوران كاپیتالیسم، بازرگانان ناچار بودند، كه كل سرمایه تجاری خود را به دور و نزدیك ببرند؛ زیرا بدون وسعت دادن به حوزه فعالیتشان، در رقابت نابود میشدند. یك شكل ابتدایی جهانیشدن كه امپریالیسم بازرگانی نامیده میشد؛ شروع به پیوند اقتصاد بخشهای مختلف جهان به یكدیگر كرد(پیپلس، ۱۹۹۹، ۹۹).
امروزه تعاریف متفاوتی از مفهوم و واژه جهانی شدن عنوان گردیده است. گروهی از آن به عنوان یك مفهوم عام یعنی درهم ادغام شدن بازارهای جهان در زمینههای تجارت، سرمایهگذاری مستقیم و جابه جایی و انتقال سرمایه، نیروی كار و فرهنگ در چارچوب نظام سرمایهداری آزاد بازار و نهایتاً سر فرود آوردن در برابر قدرتهای جهانی بازار یاد میكنند. گروه دیگری از آن بهعنوان پیروزی نظام سرمایهداری در جهان نام میبرند. و گروهی از آن بهعنوان وجود رقابتی بیقید و شرط در سطح جهان بهگونهای كه كشورهای غنی را ثروتمندتر و كشورهای فقیر را فقیرتر میكند یاد كردهاند.
گروهی هم از آن بهعنوان عصر تحول عمیق سرمایهداری برای همه انسانها نام بردهاند.
با این همه باید عنوان كرد كه جهانی شدن از نظر تمامی این گروهها، حول محور یك مفهوم است و آن این است كه این مفهوم بیانگر یك روند مستمر و مداوم پیرامون رقابت میان قدرتهای بزرگ، نوآوری، تكنولوژیك، جهانی شدن تولید و مبادله و بهمعنای نوگرایی (مدرنیسم) است.
اما به هر حال باید گفت: آنچه از نظر مفاهیم تئوریك به این پدیده اطلاق گردیده است، با آن چیزی كه امروزه با آن در صحنه بینالمللی مواجه هستیم تفاوتهای بسیار دارد، همان طور كه در ادبیات موضوع طرح گردیدهاست، از جهانی شدن بهعنوان، به استقبال یك جهان رفتن، آشنا شدن با فرهنگهای دیگر و احترام گذاشتن به آرا و نظریههای دیگران یاد گردیده است. اما روند تحول جدیدی كه در دنیای امروز در قالب یك بازاندیشی و نظام جدید تعریف می شود. مفهومی تحت عنوان جهانگرایی است كه به معنای نفی دیگران و نفوذ در فرهنگهای دیگر در محل برخورد ایدئولوژیها است. در علم معانی بیان، جهانی شدن فرایند كوتاه كردن فاصله ها ،تغییر در تجارب زمانی و ارائه ماهیت جهانی است. (ریزیوی، ۲۰۰۰)
این تحول در ابعاد مختلفی در جهان امروز ایجاد گردیده است. در بعد اقتصادی شامل گسترش و یكپارچگی بازارهای مالی مبادلات تجاری، ایجاد سازمانهای اقتصادی بینالمللی نظیر اكو، نفتا، آس آن، اتحادیه پولی كشورهای اروپایی (یورو)، ادغام شركتهای بزرگ تولیدی (كرایسلر- دایملر)، در بعد سیاسی؛ این تحول با سقوط نظامهای تمامیتخواه و اقتدارگرایانه گرایش به دموكراسی و تكثر (پلورالیسم) سیاسی و احترام به حقوق بشر، بوده است، و در بعد فرهنگی؛ گرایش به سوی ایجاد فرهنگ جهانی با ارزش و معیارهای خاص و درنهایت در بعد ارتباطات شامل گسترش بیحد و مرز شبكههای ماهوارهای و اینترنت در اقصینقاط جهان است.
در بررسی آثار و پیامدهای جهانی شدن بر اقتصاد باید براین نكته توجه داشت كه؛ جهانیشدن اقتصاد آثار و پیامدهای متفاوتی را برای كشورهای مختلف جهان اعم از توسعه یافته و در حال توسعه داراست. به عبارت سادهتر، علاوه بر تأثیر عمومی جهانی شدن بر اقتصاد متناسب با ویژگیهای ساختاری هر یك از گروهها، كشورها پیامد ویژهای متناسب با ساختار اقتصادی آنان را در بر دارد.
از یك نظر كلی و عمده میتوان آثار عمومی جهانی شدن اقتصاد را به صورت زیر عنوان كرد:
۱ - افزایش رقابت؛
۲ - وابستگی بیشتر اقتصاد كشورها؛
۳ - به چالش كشاندن دولتها؛
-۴گسترش تقسیم كار بین المللی (دعایی و عالی، ۱۳۸۴، ۴۵)
در این میان یكی از مهمترین پیامدهای جهانی شدن، افزایش رقابت در سطح بینالمللی اقتصاد است، زیرا در این شرایط، همواره با كاهش هزینههای حمل و نقل، رشد حیرتانگیز فناوری اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الكترونیك و به حداقل رسیدن محدودیتهای جغرافیایی و رشد رقابت مواجه هستیم، درنتیجه كارایی اقتصاد بینالمللی افزایش خواهد یافت.در این میان می توان گفت مهمترین پیامد جهانی شدن بر اقتصاد كشورها رشد تجارت الكترونیك است.
● تجارت الكترونیك
در دهه های اخیر سازمانها با شتاب فراوانی به سوی بهره گیری از فناوری ارتباطات و اطلاعات در زمینه های تجاری و بازرگانی رفته اند. درواقع می توان علل ورود به تجارت الكترونیك را برای سازمانها چنین برشمرد:
• هزینه سربار بالا؛
• هزینه های عملیاتی بالا؛
• عدم به كارگیری فناوری رقابتی؛
• پاسخ ندادن به موقع به مشتریان.
در گذشته تجارت نوعا به صورت چهره به چهره بین دو طرف صورت می گرفت. اما در طول قرنها و دهه ها تجارت روندی پیچیده به خود گرفت. در حال حاضر، درصد بالایی از معاملات تجاری دیگر به صورت چهره به چهره صورت نمی گیرد، بلکه از طریق تلفن یا پست الكترونیك و با تبادل پولهای جدید پلاستیکی انجام می شود. پول سنتی نوعا موردحمایت دولت فدرال بوده و اغلب به شکل کاغذی عرصه می شود، اما در قرن اخیر اشکال دیگری از پول به وجود آمده که عبارتند از : چک ها، کارت های اعتباری و دیگر اشکال سفارش پول .
تجارت الکترونیک را می توان بدینگونه نیز تعریف کرد: خریدوفروش اطلاعات، محصولات وخدمات از طریق شبکه های رایانه ای. ما این تعریف را تسری داده ومسائل زیر را نیز در آن می گنجانیم: حمایت از کلیه اشکال معاملات تجاری از طریق ساختارهای دیجیتال و عناصر آن عبارتند از: بازار الكترونیك، تبادل الكترونیك داده و تجارت اینترنتی (صرافی زاده، ۱۳۸۳).
این تعریف با کاربرد گسترده تری که برخی شرکتها از تجارت الکترونیک به عمل می آورند تطابق دارد. به عنوان مثال، شرکت سیلیکون گرافیک، یکی از سازندگان جهانی تجهیزات رایانه ای پیشرفته، از حضور خود در وب به عنوان راهی برای تامین اطلاعات مورد نیاز مشتریان خود سود می برد. (منظور دستیابی به بروشور تولیدات و فهرست قیمتهاست.) این شرکت همچنین از وب به عنوان ابزاربازاریابی (یعنی فراهم آوردن امکان تماس مشتریان با دفاتر فروش)، به عنوان مجرای فروش (یعنی سفارش اینترنتی تولیدات نرم افزاری) و به عنوان خط درجه یک پشتیبانی (یعنی تامین بسته های رفع اشکال نرم افزاری و پاسخ به سوالات متداول) استفاده می کند. مثال دیگر به بانک آمریکا مربوط می شود. این بانک امکان نقل و انتقال اطلاعات مالی از طریق اینترنت را فراهم آورده است. اگر از دیدگاه خریدار – فروشنده به مسئله بنگریم ویک مدل چرخه زندگی "life – cycle" به کار ببریم، می توانیم تجارت الکترونیک را در تمامی مراحل نقل و انتقال تجاری به کار ببریم.
تجارت الکترونیک و به تبع ، مدل های تجارت الکترونیک اولین بار در اوایل دهه ۷۰ ( میلادی) ارایه شدند. در این دوره استفاده از مدل های تجارت الکترونیک بسیار گران بود و عموم کاربران آن را ، شرکتهای بزرگ مالی و بانک ها و گاهی شرکتهای بزرگ صنعتی تشکیل می دادند.
كاربرد تجارت الكترونیك در این دوره دشوار بود. به علاوه نیاز به سرمایه گذاریهای سنگین برای تهیه بستر موردنیاز آن لازم بود. لذا محدوده کاربرد آن به موسسات مالی و شرکتهای بزرگ محدود می شد.
در مرحله بعد استاندارد تبادل اطلاعات الكترونیك ایجاد شد که تعمیمی ازمدل نقل و انتقالات مالی و بانکی با استفاده از ابزارهای نوپای اطلاعاتی، بود. با این تفاوت که تبادل اطلاعات الكترونیك، امکان استفاده و بهره برداری در سایر انواع مبادلات تجاری را نیز دارا بود.
تبادل اطلاعات الكترونیك باعث شد تا دامنه کاربرد مدل های تجارت الکترونیک ، از محدوده موسسات بزرگ مالی به ابعاد وسیعتری گسترش بیابد.
مدل های تجارت الكترونیك در این دوره برای فعالیتهایی نظیر رزرو بلیت هواپیما و معاملات سهام مورداستفاده قرار گرفتند.
با وجود این، پیاده سازی مدل های تجارت الکترونیک بر اساس تبادل اطلاعات الكترونیك نیز سنگین و هزینه بر بود. نیاز به سرمایه گذاری بسیار، برای آموزش پرسنل و تهیه بسترهای لازم وجود داشت. لذا تنها شرکتهای بزرگ بودند که می توانستند به ایجاد مدل هایی بر اساس آن بپردازند.
در نیمه اول دهه ۹۰ ، اینترنت گسترش بسیاری پیدا کرد و به تدریج از حیطه دانشگاهی و نظامی خارج شد و کاربران بسیار زیادی در بین همه افراد جامعه پیدا کرد. گسترش وب سایت جهانی، استانداردها و پروتکل های مربوطه از یک طرف باعث جذب هر چه بیشتر کاربران به اینترنت شد و استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات در این زمینه را عمومی كرد و از طرف دیگر این امکان را برای شرکتها و موسسات به وجود آورد که به گونه ای آسان و کم هزینه ، به انجام فرایند اطلاع رسانی بپردازند.
مدل های تجارت الکترونیک متنوعی در این دوره ایجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند. تجارت الکترونیک به تدریج رونق گرفت و مدل های تجارت الکترونیک به عنوان دسته ای از مدل های دنیای تجارت ، مطرح شدند.
ایجاد بسترهای مناسب و ارزان برای تجارت الکترونیک و رشد کاربران این بسترها از دلایل رشد سریع تجارت الکترونیک در این دوره بود. رشد فشارهای رقابتی بین شرکتها نیز از دیگر دلایل توجه شرکتها به مدل های تجارت الکترونیک بود.
مدل های مطرح شده در این زمان ، مدل های تجارت الکترونیک ساده و اولیه بودند. به عبارت دیگر، استفاده از تجارت الکترونیک در ساده ترین سطح آن انجام می شد. مشکلات فنی و نقایص موجود به علاوه ناآشنایی کاربران و شرکتها که مانع سرمایه گذاری آنها می شد، باعث گردید تا در این دوره تنها مدل های اولیه تجارت الکترونیک مورد استفاده قرار گیرند. این مدل ها معمولا فقط به اطلاع رسانی به مشتریان خود در مورد شرکت و محصولات آن محدود می شدند.
به تدریج و با گذر زمان ، شناخت کاربران و شرکتها از مزایای مدل های تجارت الکترونیک افزایش یافت. از طرف دیگر مسایل فنی و فناوری مورد استفاده نیز به مرور ارتقا پیدا کردند. در نتیجه این مسایل، به تدریج مدل های تجارت الکترونیک تکامل یافته و مدل های جدید و پیچیده تری، ایجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند.
در نیمه دوم دهه ۹۰ ( میلادی) کاربران و شرکتها به صورت روزافزونی با نوآوریها و ارتقای فناوری اطلاعاتی به عنوان بستر مدل های تجارت الکترونیک روبه رو شدند. در این دوره یکی از مهمترین تحولات در اینترنت، به عنوان یکی از بسترهای تجارت الکترونیک،رخ داد. این تحول افزوده شدن قابلیت پردازش به مسایل اطلاعاتی بود. وجود قابلیت پردازش امکانات زیادی را برای تجارت الکترونیک ایجاد كرد و باعث گسترش مدل های تجارت الکترونیک و افزایش کارآیی این مدل ها گردید. در این دوره مدل های تجارت الکترونیک و حجم مبادلات انجام شده توسط این مدل ها به صورت نمایی رشد پیدا کرد.
عموم شرکتهای بزرگ و موفق که موفقیت خود را مدیون مدل های تجارت الکترونیکی بوده اند، در نیمه دوم دهه ۹۰ پا به عرصه وجود نهاده اند. ...
ادامه دارد منتظر شماره ۲ باشید .
استفاده کنید .
* آنکه تسلیم خداوند است ، همه چیز تسلیم اوست .
* خوابیده را می شود " بیدار " کرد ؛ امّا کسی که خود را به خواب
زده است " هرگز" نمی توان بیدار کرد .
* اگر در پی آرامشید ، به پیشامدهای زندگی برچسب خوب و بد
نزنید .
* دلی که مهر می ورزد همیشه جوان است .
* اگر مغرور شوید ، موفقیت به همان اندازه شکست خطرناک
است .
* ساده ترین کار جهان این است که خودم باشم ؛ و دشوارترین
کار جهان این است که کسی باشم که دیگران می خواهند .
* اگر رنگین کمان می خواهید ، باید از خیسی باران لذت ببرید .
* " توهین کردن " نمایش اقتدار افراد ضعیف است .
* هر وقت خواستید درباره " راه رفتن " دیگران قضاوت کنید، کمی
با کفشهای او راه بروید.
* دیگران را ببخش ، نه به این علت که آنها لیاقت بخشش تو را
دارند،به این علت که تو لیاقت ان را داری که آرامش داشته باشی .
* بخشندگی را از گل بیاموز ، زیرا حتی ته کفشی را که لگد مالش
می کند خوشبو می کند .
* اگر کسی می گوید که برای تو می میرد ، دروغ می گوید ؛
حقیقت را کسی می گوید که برای تو زندگی می کند !
* زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غمها و
دکمه های سفید برای شادیهاست ؛ امّا زمانی می توان
آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سیاه وسفید با هم به
صدا درآیند .
* انسان مانند رودخانه ای است که هر چه عمیقتر باشد
آرامتراست .
عاشقان عیدتان مبارک ![]()
![]()
میلاد منجی عالم بشریت حضرت ولی العصر (عج) ![]()
قائم آل محمد ![]()
حضرت مهدی(عج) موعود![]()
بر منتظران آن حضرت مبارکباد . ![]()
![]()
برای تعجیل در ظهور آقا یمان صلوات
مژده مژده
مدیریت طلای ناشناخته
وبلاگ جدید نیز افتتاح شد .
مدیریت طلای ناشناخته
آدرس پایین
www.rasoulbigdeli.persianblog.com
منتظر حضور سبزتان هستم
با حضور تان محفل وب سایت را گرم و درخشان نمائید .
با سپاس فراوان
سازمانها و شركتها همواره با محدوديت منابع مواجه بوده و هستند. بدليل وجود اين محدوديت ها استفاده بهينه از منابع براي آنها ضروري مي باشد. آنچه كه يك شركت را از ساير رقبايش متمايز مي سازد، استفاده مناسب از منابع در دسترس ميباشد. يكي از مهمترين منابع سازمانها بودجه در اختيار آنها است كه معمولاً يكي از اقلام اين بودجه به تبليغات شركتها اختصاص مييابد. در اغلب شركتها اين بودجه بصورت درصدي از فروش تعيين شده و هزينه مي شود. ولي عموماً سازمانها كمتر به اثربخشي تبليغات خود توجه مينمايند. در نتيجه ممكن است عليرغم صرف هزينههاي زياد، به نتايج مطلوب دست پيدا نكنند. لذا براي اطمينان كافي از اثر بخشي تبليغات، قبل از صرف هزينههاي آن ميبايست اقداماتي صورت پذيرد كه از مهترين آنها مي توان به هدف گذاري تبليغات اشاره كرد.
1- مقدمه
يكي از ابزارهاي مهم ارتباطي در كسب و كار، تبليغات ميباشد. موفقيت يا عدم موفقيت بسياري از سازمانها و شركتها در گرو فعاليتهاي تبليغاتي آنهاست. لذا بدليل اهميت و نقش مهم اين امر، هرساله شاهد بالا رفتن بودجه تبليغاتي در سازمانها و شركتها ميباشيم. اما پرداختن به امورتبليغاتي براي بسياري از سازمانها تبديل به يك عادت شده است بطوريكه معمولاً بدون در نظر گرفتن نتايج حاصل از تبليغات سال گذشته، بودجه بيشتري براي تبليغات سال بعد خود تصويب نموده و هزينه مينمايند. تصميم راجع به انتخاب رسانه و پيام نيز عموماً بدون بررسيهاي كافي اتخاذ ميشود. پر واضح است كه در چنين شرايطي تبليغ دهنده بدون اطمينان لازم از اثربخشي تبليغات خود، براي آن هزينههاي بسياري صرف ميكند. از طرف ديگر مشاورين و شركتهاي تبليغاتي نيز كمتر در مقام پاسخگويي در مقابل عملكرد خود قرار ميگيرند چرا كه اصولاً از ابتدا براي تبليغ دهنده مشخص نبوده كه هدف از صرف هزينه براي تبليغ خود چه بوده است. معمولاً كوچكترين تغييرات، بعنوان مثال در فروش شركت يا ديدگاه مردم نسبت به يك نام تجاري كافي است كه تبليغ دهنده را از اثر بخشي تبليغ خود مطمئن سازد. در هر صورت هر تبليغ دهندهاي اقدام به تخصيص بودجه لازم و انتخاب پيام و رسانه براي تبليغ خود خواهد نمود اما سوال اينجاست كه كدام تبليغ و در چه رسانهاي و با چه بودجهاي شركتها و سازمانها را به اهداف خود نزديكتر ميسازد؟
براي پاسخ به اين سوال ميبايست مقايسهاي از يك طرف بين شركتهاي تبليغاتي و از طرف ديگر ما بين رسانههاي مختلف انجام پذيرد. اما براي هر مقايسه، شاخصهايي مورد نياز است و در حقيقت اين شاخصها هستند كه نشان دهنده عملكرد يك رسانه نسبت به رسانهاي ديگر و يا يك شركت تبليغاتي در مقايسه با شركت ديگر ميباشند. شاخصهاي مورد استفاده براي اين منظور در واقع همان نتايج مورد انتظار تبليغ دهنده ميباشند. بطور كلي ميتوان گفت كه هر شركت تبليغاتي و يا رسانهاي كه تبليغ دهنده را به اهداف تبليغاتي خود نزديكتر سازد انتخاب مناسبتري تلقي خواهد شد. از اين جا ميتوان به نقش و اهميت تعيين هدف در برنامهريزي تبليغاتي يك شركت پي برد. چرا كه قبل از هر اقدامي تبليغ دهنده ميبايست مشخص نمايد كه دقيقاً هدفش از تبليغ چيست. تعيين دقيق اهداف به تبليغ دهنده كمك ميكند تا بتواند از اين اهداف بعنوان راهنمايي براي تعيين ميزان درستي اقدامات انجام گرفته استفاده نمايد.
هدفگذاري در واقع همان سرنخي است كه در فرايند تبليغاتي اكثر سازمانها و شركتها گم شده است. در شرايطي كه تبليغدهندگان نميدانند دقيقاً قرار است چه نتيجهاي از تبليغات خود بگيرند، انتخاب هر رسانه و يا شركت تبليغاتي، انتخاب اشتباهي نخواهد بود. كسي كه هدفي ندارد، هرگز گم نميشود!
در اين مقاله سعي شده است ضمن نشان دادن اهميت هدفگذاري در تبليغات، راهكارهايي براي تعيين اهداف تبليغاتي مناسب براي تبليغدهندگان ارائه شود.
2- تعريف تبليغات
در كتابها و متون مختلف تعاريف متفاوتي از تبليغات آمده است. اما در تمامي آن تعاريف، اشتراكاتي وجود دارد. اين اشتراكات شامل موارد زير ميشوند:
- تبليغ عبارت از يك ارتباط غيرشخصي است .
- مي بايست براي آن پول پرداخت شود.
- از طريق رسانههاي مختلف انجام ميپذيرد.
- براي متقاعد ساختن يا تأثير بر اذهان افراد صورت ميپذيرد.
با توجه به موارد بالا ميتوان تبليغات را اينگونه تعريف نمود: "تبليغات عبارت است از ارتباط و معرفي غير شخصي محصول يا خدمت از طريق حاملهاي مختلف در مقابل دريافت وجه براي مؤسسات انتفاعي يا غير انتفاعي، يا افرادي كه به نحوي در پيام مشخص شدهاند.
3- پيدايش تبليغات
از دوران ماقبل تاريخ نوعي ارتباط در خصوص آگاهي از وجود و در دسترس بودن اجناس و كالاها وجود داشته است. برخي از تصاويري كه بر روي ديواره غارهاي اوليه نقش بسته است مربوط به سازندگان اشياي ابتدايي ميباشند. بنابراين، تبليغ مقولهاي نيست كه چندان جديد باشد و مربوط به سالهاي اخير گردد بلكه ريشه در زندگي اجتماعي انسانها داشته است. با اين همه آنچه ما تحت عنوان تبليغات نو و جديد ميشناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دارد. تبليغات به شكل امروزي مانند بسياري از رسوم ديگر وارد تجارت و كسب و كار شد و رفته رفته توسعه يافت چرا كه لزوم آن احساس ميشد.
بعد از انقلاب صنعتي بدليل بالا رفتن حجم توليدات، ديگر فروش مقوله راحتي نبود. زيرا اولاً بدليل توليد انبوه، تمايز در بين محصولات توليدي از ميان رفت و بيشتر محصولات، استاندارد و يك شكل شدند. ثانياً به علت زياد شدن فاصله بين توليد كننده و مصرف كننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختيار مصرف كنندگان قرار نميگرفت لذا نياز به كانال ارتباطي جديدي احساس شد.
با اختراع ماشين چاپ و سپس راديو و تلويزيـون و ديـگر رسانههاي جمعي، تبليغات رشد بيشتري يافت. بطوريكه امروزه شاهد بمباران تبليغاتي ميباشيم. هنگاميكه در حال تماشاي تلويزيون يا در حال شنيدن برنامه مورد علاقه خود از راديو هستيم و يا زمانيكه در اينترنت در حال جستجو و يا مـشاهده سـايتهاي مـختلف مـيباشيم، بـطور مــداوم در مـعرض تبليغات مختلف قرار داريم. حتي هنگامي كه در خيابان در حال عبور هستيم نيز در مواجه با تابلوهاي1 تبليغاتي قرار داريم. در شرایطی که ما با بمباران تبلیغاتی روبرو هستیم این سوال مطرح میشود که آیا همچون گذشته، تبلیغات توانایی نفوذ و تاثیرگذاری بر مخاطبان را دارد؟ به عبارت دیگر در شرايطي که همه با صرف هزینههای گزاف در حال تبلیغ هستند و تبلیغات بخش ثابتی از فعالیتهای سازمانها شده است، چگونه میتوان قبل از آنکه هزینههای فراوانی صرف امور تبلیغاتی نمود، از میزان اثربخشی آن فعاليتها اطمینان حاصل کرد؟
4- بررسي مفهوم اثر بخشي
يكي از شاخصهاي سنجش موفقيت در هر سازماني، ميزاني است كه آن سازمان اهداف خود را محقق ميسازد. در اينجا موفقيت هر سازمان با توجه به خود آن سازمان تعيين ميشود. اين رويكرد در ادبيات مديريت تحت عنوان اثربخشي معرفي شده است. در واقع اثر بخشي عبارت است از درجه يا ميزاني كه سازمان به هدفهاي موردنظر خود دست مييابد. براي سنجش اثربخشي در هر سازماني در ابتدا ميبايست اهدافي تعريف شوند. سپس جهت تحقق اين اهداف برنامههايي تدوين شده و در ادامه اين برنامهها به اجرا گذاشته شوند. در پايان نتايج به دست آمده با اهداف از پيش تعيين شده مقايسه شوند.
ميزان تحقق اهداف هر سازماني نشان دهنده ميزان اثربخشي آن سازمان ميباشد. نكته مهم در تعيين ميزان اثربخشي هر سازماني اين است كه اهدافي كه در ابتدا تعريف شدهاند قابليت مقايسه با نتايج بدست آمده را داشته باشند. يكي از پيش نيازهاي اين مسئله، اين است كه اهدافي كه در ابتدا تعيين ميشوند، قابليت اندازهگيري داشته باشند.
5- اثر بخشي در تبليغات
به منظور سنجش اثربخشي تبليغات نيز همانند ساير فعاليتها ميبايست در برنامهريزي تبليغات و در گام اول آن اهدافي براي تبليغات تعريف شود. براي برنامهريزي تبليغات الگوهاي متفاوتي وجود دارد كه از معروفترين آنها ميتوان به الگوي 5M اشاره نمود. در اين الگو كه در شكل 1 نشان داده شده است، در گام اول هدف تعيين ميشود، سپس بودجه لازم براي تبليغات تخصيص يافته و در گام هاي بعدي نسبت به تصميم گيري راجع به پيام و رسانه اقدام ميشود و نهايتاً به منظور تعيين اثر بخشي برنامه تبليغات نتايج به دست آمده با اهداف از پيش تعيين شده مقايسه ميشوند.
اكثر فعاليتهاي تبليغاتي هدفي را دنبال ميكنند اما آنچه كه يك طرح تبليغاتي خوب را از يك طرح تبليغاتي ضعيف متمايز ميسازد، كيفيت هدف تعيين شده در آنها ميباشد. تعريف درست و دقيق هدف به تبليغ دهنده كمك مينمايد كه شاخصهاي مناسبي براي انتخاب رسانه و پيام در اختيار داشته باشد و در نتيجه انتخاب صحيحتري نيز خواهد داشت . اما سوال بعدي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه چگونه ميتوان اهداف بهتري را براي تبليغات تعريف نمود؟
به منظور تعريف چنين اهدافي ميبايست طي يك فرايند تحقيقاتي، اطلاعات مورد نياز جمعآوري گردد. اين اطلاعات ميتواند بعنوان منبع اصلي تعيين هدف مورد استفاده قرار گيرد. اين فرايند تحقيقاتي شامل بخشهاي زير است:
- در بخش اول بايد بررسي شود كه دليل اصلي تبليغدهنده از تصميم براي تبليغات چيست. آيا فرصتي را احساس نموده، قرار است محصول جديدي معرفي شود و يا براي جلوگيري از افول يك محصول يا خدمت تصميم به تبليغات گرفته است. موارد بالا نمونهاي از دلايل تصميم براي شروع يك برنامه تبليغاتي هستند. ولي به هر ترتيب تبليغ دهنده ميبايست دقيقاً دليل خود را از انجام تبليغ مشخص نمايد.
- در گام بعدي تبليغدهنده ميبايست بطور روشن ويژگيهاي متمايز محصولي را كه قرار است براي آن تبليغات صورت پذيرد، ليست نمايد. اين ويژگيها به دو بخش كلي تقسيم ميشوند:
- بخش اول به ويژگيهاي فيزيكي اختصاص دارد. در اين بخش تفاوتهاي اين محصول با ساير رقباي آن به لحاظ شكل، اجزا، اندازه، بسته بندي، كانال توزيع، خدمات، قيمت و ... آورده ميشود.
- در بخش دوم، ويژگي هاي احساسي مرتبط با نام تجاري2 آورده ميشود. در اين قسمت طرز فكر و ديدگاه مصرف كنندگان راجع به آن نام تجاري ليست ميشود.
- در بخش بعدي بايد به اين سوال مهم پاسخ داده شود كه محصول يا خدمت مورد نظر چگونه و با چه تفاوتي نسبت به ساير رقبا به نيازهاي مصرف كنندگان پاسخ ميدهد. در اين پاسخ مزيت اصلي كه مشتريان با استفاده از اين محصول بدست ميآورند، بيان ميشود. پاسخ اين سوال كمك بسيار زيادي به تبليغ دهنده در انتخاب پيام در مراحل بعدي خواهد نمود.
- در گام بعدي تبليغ دهنده ميبايست مخاطبين تبليغ را تعريف نمايد. در تعريف از مخاطبين هدف ميبايست به سه ويژگي مهم آنها اشاره شود. اين سه ويژگي عبارتند از:
- موقعيت جغرافيايي و مكاني مخاطبين
- ويژگيها و خصوصيات روحي و رواني مخاطبين
- عادتهاي مخاطبين هدف در خواندن، شنيدن و ديدن
اطلاعات فوق را ميتوان از تحقيقات بازار انجام شده در شركت به دست آورد. در صورت عدم انجام تحقيقات بازار، كسـب ايـن اطلاعات نياز به بررسي و صرف وقت و هزينه بيشتري خواهـد داشــت. با اين وجود صـرف اين هزينهها، شركت را از هزينههاي بسيار بيشتري كه ممكن است هيچ بازدهي را براي شركت نداشته باشد، مصون ميسازد. اطلاعات بدست آمده از بررسيهاي بالا به تبليغ دهنده در انتخاب رسانه مناسب براي تبليغ كمك خواهد نمود.
- در بخش آخر تبليغ دهنده بايد بطور مشخص بيان نمايد كه تأثيرات مورد انتظارش از تبليغ چه مواردي است. بطور كلي تأثيرات مورد انتظار بر مخاطبين به واسطه تبليغ را ميتوان به گروههاي زير تقسيم نمود:
- افزايش آگاهي: در اينجا هدف از تبليغ، ارائه اطلاعات جديد در مورد نام تجاري، محصول يا ارائه پاسخهاي جديد براي رفع نياز مشتريان است.
- ايجاد باور: در اين قسمت، هدف از تبليغ اين است كه مخاطبين تبليغ به اين باور رسانيده شوند كه كالاي مورد تبليغ بهتر از ساير كالاهاي مشابه است. و يا اينكه روشي كه تاكنون مورد استفاده قرار گرفته، بهترين روش انجام كار نيست.
- برانگيختن احساس: هدف تبليغ در اين مورد ايجاد احساساتي از قبيل، هيجان نسبت به پيشنهاد جديد، تعجب راجع به بخشهايي از خبر و يا همدلي با ديدگاه مخاطبين است.
در كليه موارد بالا ميبايست مشخص شود مخاطبين چه كساني هستند و كداميك از تأثيرات بالا از آنها انتظار ميرود و اين تأثيرات به چه ميزاني خواهد بود. نتايج حاصله تا اين مرحله اهداف مورد انتظار تبليغ دهنده را مشخص خواهد نمود. چنانچه تمام مراحل ذكر شده به درستي طي شود ميزان اثربخشي تبليغات تا حد قابل ملاحظهاي افزايش خواهد يافت. در پايان به منظور سنجش اثربخشي تبليغ اجرا شده، ميبايست با انجام تحقيقاتي ميزان تأثير تبليغ بر مخاطبين آن اندازهگيري شود. مقايسه نتايج تحقيق اخير با اهداف پيش بيني شده، ميزان اثربخشي تبليغ انجام شده را نشان خواهد داد.
6- مزاياي هدفگذاري تبليغات
- كاهش زمان: هدفگذاري تبليغات اطلاعات دقيقتري را براي انتخاب رسانه، پيام و بودجه فراهم ميآورد و در نتيجه آزمون و خطا در آن مراحل كمتر شده و به تبع زمان كمتري براي تهيه تبليغ صرف خواهد شد.
- كاهش هزينه: بدليل انتخاب دقيق اهداف، از صرف هزينههاي غير ضروري جلوگيري خواهد شد.
- سنجش اثربخشي تبليغ: ازهدفهاي تبليغ ميتوان بعنوان شاخصهاي سنجش ميزان اثربخشي تبليغ استفاده نمود.
- كمك به ارزيابي راهحلهاي موجود: از آنجائيكه در گام اول فرايند هدفگذاري دلايل انجام تبليغ مورد بررسي قرار ميگيرد، لذا ضرورت انجام تبليغات نيز مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت. چه بسا راه حل مسئله موجود، تبليغات نباشد.
- تعيين شاخصهاي مناسب براي انتخاب رسانه و پيام: همانطور كه در الگوي 5M به آن اشاره شد پس از انتخاب هدف، رسانه و پيام تبليغ انتخاب خواهد شد. بديهي است كه هدفگذاري شاخصهاي مناسبي را براي انتخاب رسانه و پيام فراهم ميسازد.
۷- نتيجه گيري
نقطه شروع یک فرايند تبلیغاتی، تخصيص منابع مالی برای اجرای عملیات تبلیغاتی نيست. به منظور حصول نتیجه از هزینههای تبلیغاتی باید چند قدم عقبتر رفت و از آنجا به طرحریزی فرایند تبلیغاتی اقدام نمود. تنها سازمانهایی که درک درستی از اهداف و خواستههای خود دارند و برنامه تبليغاتی خود را دقیق و حساب شده طراحی میکنند میتوانند از رقبای خود پیشی بگیرند، در غیر این صورت پیام تبلیغاتی آنها نيز در هیاهوی جنگل تبلیغاتی گم خواهد شد.
امروزه تنها پیامهای تبلیغاتی که هدفمند طراحی و اجرا شده باشند، میتوانند بر مخاطبان خود تاثیر گذارند. فرايند هدفگذاري تبليغات با تشريح دلايل اصلي تبليغ دهنده از انجام تبليغ شروع شده و با تعريف تأثيرات مورد انتظار از تبليغ خاتمه مييابد.
هدف گذاري تبليغ باعث كاهش زمان تهيه تبليغ و كاهش هزينه بدليل جلوگيري از آزمون و خطاهاي بسيار ميشود .ضمن اينكه تعيين هـدف در تبلـيغات، امـكان سنجش اثربخشي را نيز براي تبليغ دهنده فراهم ميآورد و اين خود براي تبليغ دهنده اين امكان را فراهم ميسازد كه در اقدامات بعدي خود از نتايج تبليغات پيشين استفاده نمايد.
مراجع
1. روستا احمد، داور ونوس، عبدالحميد ابراهيمي، مديريت بازاريابي، محل نشر: تهران، انتشارات سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، سال انتشار 1375
2. محمديان محمود، مديريت تبليغات از ديد بازاريابي، چاپ اول، انتشارات حروفيه
3. http://www.adcracker.com/brief
4. http://agency.travelwisconsin.com/Programs/es98f.shtm
5. http://www.theadwarehouse.com/services/brief1.html
6. http://www.thebrandmakers.co.uk/creative_brief.htm
7. http://www.market-impact.com/htmlfiles/articles/crbrief.htm
پينوشتها
1 . Billboard
2 . Brand
منبع
راهكار مديريت




